كاش مي شد همچون 1900هيچ وقت از لاك خود بيرون نيامد،
همه ي شهرو زيبايهايش را تنها از دور ديدو هيچگاه از كشتي تنهايي خود
بيرون نيامد،ودر اقيانوس تنهايي همواره غوطه خورد...
امروز كه مي رفتي
خنده ات
گريه ات
و نگاه معصوم ات را
قاب گرفتم
و بر كنج دلم آويختم.
امروز كه مي رفتي
چيزي از من كم شد
پاره اي از دلم بود!
"دلي كه براي ابد برايت تنگ است"
امروز كه مي رفتي
در اين كوير وحشت زا
باراني گرفت
سخت زيبا
بي بهانه
فردا
بي تو
در اين شهر
غريبه اي بيش نيستم.
نام راستين
من اين كاخي را كه تو بودي ،متروك خواهم ناميد
اين آوا را شب و سيماي تو را هجران خواهم خواند
وچون در سرزمين سترون فروغلتي
صاعقه اي كه تو را برد ،نيستي نام خواهم داد
مردن دياري بود كه تو دوست داشتي
من به آنجا مي آيم اما هميشه از راههاي تاريك تو.
من هوسِ تو ،پيكره ي تو ،و حافظه ي تو را نابود مي كنم
من آن دشمن توام كه رحم نمي شناسد.
من تو را جنگ خواهم ناميد،
و هر آنچه را كه جنگ روا مي داند بر تو روا خواهم داشت.
من در دستهاي خود ،
سيماي تاريك ودگرگون شده ي تو را نگاه خواهم داشت
ودر دل خود دياري را كه از رگبار روشن مي شود.
بون فوا.
"بر گرفته از كتاب شعر فرانسه در قرن بيستم،ترجمه محمد علي سپانلوو
مريم موسوي،نشر ثاث."
از شماره ي 87 مجله ي گلستانه.
سر مي پيچاند در آسمان
گل آفتابگردان
براي بوسيدن خورشيد.

يك معادله ي ساده نگاه كن!
با تو آن زمان گذشت
بي تو هم اين زمان مي گذرد
تفاوت در اندكي غم وشاديست.
چكه اي از زمانم باقيست
اين هم مي گذرد
چه بخندم
چه بگريم
ولي افسوس و دريغ
جاي تو در دل من [ ]
خاليست!
بي شك عشق به دوست چنين است
چون مني كه تو را دوست مي دارم.
زندگي معما گونه است .
و من نمي دانم در وجود تو غريو شادي سر مي دهم و مي گريم
يا تو نيكبختي و رنجي را برايم به ارمغان آورده اي.
تو را با تمام اندوه نهفته در وجودت دوست مي دارم،
اگر چاره اي جز نابودي من نداشته باشي،
خود رااز دستان تو نخواهم رهاند
چون دوستي كه از آغوش ديگري جدا نمي شود.
با تمام توان ترا در آغوش خواهم فشرد!
بگذار تا شعله هايت مرا بسوزاند،
بگذار تا در آتش اين نبرد
معماي وجود ترا ژرفتر در يابم .
هزاران سال چنين خواهم بود!چنين خواهم انديشيد!
مرا در آغوش خود گير !
آيا از هديه دادن به من نيكبخت نمي شوي؟
به راستي كه هنوز دردي تهفته در وجود تو ست.
(شعري از لو سالومه ،از كتاب اين است انسان، نيچه،ترجمه ي دكتر سعيد
فيروزآبادي،صفحه ي 170)
بهترين موسيقي با كلامي كه در طول يك سال گذشته شنيده ايد كدام است ؟؟؟؟
حالا چه سنتي چه پاپ ،چه ايراني و چه غير ايراني،مهم اين است كه تنها يك اثر را انتخاب كنيد.
از همه ي دوستانم مي خواهم كه در اين نظر سنجي شركت كنند و آنها هم 7 نفر از دوستانشان را دعوت كنند .پيش پيش از همه ي دوستان خوبم تشكر مي كنم ،راستي تا يادم نرفته آهنگ انتخابي من "زلف" از محسن نامجوست.
از دوستان خوبم در اين وبلاگها:
اشك هاي آسمان،فرودينه،خدايي تازه مي خواهم،برهان،هستي ،شكلات شور،تمشك تلخ،شاپرك،
و خدايي كه در اين نزديكيست،استاتيرا،سالهاي بلند من بي تو،دل نوشته ها،چرا نمي تونم بگم؟،شب تنها،
دل و دلدار،پارازيت،هيچ چي،تولدي دوباره و....
|
---- ------- كپي برداري از مطالب اين وبلاگ با درج عنوان و نام وبلاگ مجاز مي باشد------ ---- |