تبليغاتX
مي خندم يا مي گريم -

مي خندم يا مي گريم

روز+ شب=زندگی!

آه بگذاريد اين وطن بار ديگر وطن شود

سرزميني كه هنوز آنچه مي بايست بشود نشده است

وبايد بشود!

سرزميني كه در آن هر انساني آزاد باشد

سرزميني كه از آن من است.

 

اين شعر لنگستون هيوز"البته اين بخشي از شعر است"همه ي حرف هاي اين روزهاي من است.حتا اگر مثل من از سياست بيزار هم باشيد باز هم انتخابات پيش رو برايتان مشغله ي فكري ايجاد كرده است.در همين حد كه راي بدهيد يا نه يا اگر مي خواهيد راي بدهيد به چه كسي.هرچند احساس مي كنم هركسي كه به صندلي رياست جمهوري تكيه بزند تغيير چنداني ايجاد نخواهد شد.چرا كه كسي هم كه قرار است رئيس جمهور شود از ميان همين مردم است ديگر،مردمي كه سطحي نگري ميانشان موج مي زند.بيشتر از اين توضيح نمي دهم.از سوي ديگر اين را هم مي دانم كه بسياري از امور اصلا دست رئيس جمهور هم نيست.ودست هايي...بگذريم.

ولي به هر حال هنوز بايد اميد داشت.هنوز تيري در تيردان باقيست.حال اينكه چقدر اين تير كاري باشد فقط زمان معلوم خواهد كرد.

 

پ.ن:با دوتیری که ساخته بودی چی کار کردی؟؟فکر نمی کنی الان زمان آن باشد که آنها را به زه کنی؟؟؟چشمانم درد می کند.گمونم اشتباهی نشانه گیری کرده ای ....دوست همیشه ی من.

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/03/11ساعت 7:50 بعد از ظهر توسط امید |

من همه جسمم.

و تنها زمين،

-مادر ديرينه ام-

مرا پذيرا خواهد بود،

در آغوش گور خويش.

با پستانك كفر به دهان مي مويم براي ابد،

با هزار چرا ،

با هزار چراغ خاموش.

من تنها خود را مي جويم،

در بود و نبود خود يكسان مي نگرم.

زمين مي داند،

و خوب مي داند با من چسان رفتار كند.

(تهي)

Home
Email
Night Skin