تبليغاتX
مي خندم يا مي گريم - تابستان تلخ

مي خندم يا مي گريم

روز+ شب=زندگی!

اي تلخ تابستان

اي زهر تابستان

تو از جانم چه مي خواهي؟

شد،آيي و نفرسايي؟

شد،آيي و نگرياني؟

وجودم را

دو چشمم را

دگر خواهم نيايي

اي شوم فصل!

 در تقويم روزهايم

دگر اين بار چه مي خواهي؟

باز هم عزيزم را؟

نبر با خود

تو را سوگند بر آتش

تو را سوگند بر گرما

تو را سوگند بر خورشيد

بسوزانم

بسوزانم

تمام من

تمام تن

ولی

نبر با خود عزيزم را

نبر با خود

 

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/16ساعت 6:31 بعد از ظهر توسط امید |

من همه جسمم.

و تنها زمين،

-مادر ديرينه ام-

مرا پذيرا خواهد بود،

در آغوش گور خويش.

با پستانك كفر به دهان مي مويم براي ابد،

با هزار چرا ،

با هزار چراغ خاموش.

من تنها خود را مي جويم،

در بود و نبود خود يكسان مي نگرم.

زمين مي داند،

و خوب مي داند با من چسان رفتار كند.

(تهي)

Home
Email
Night Skin